پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۴

چند از هوس آن لب چون قند بسوزم

گر سوختنی هم شده ام چند بسوزم

مگذار که از تلخی آن گریه جانسوز

در حسرت آن لعل شکر خند بسوزم

دل نامزد عشق کسان ساخته جانرا

در آتش تو بهر زبان بند بسوزم

دور از تو همان به که جنونم برد از هوش

ورنه چو شوم بی تو خردمند بسوزم

اهلی دهدم پند که کم سوز ز مهرش

ترسم که اگر سوزم ازین پند بسوزم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
  2. شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
  5. شمارهٔ ۱۰۴۰هست کحل بصر از خاک ره او هوسم
  6. شمارهٔ ۱۰۴۱جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۴۲دل از آرزو چه خون شد بدعا چه کام خواهم
  8. شمارهٔ ۱۰۴۳چو بینم هر دمت با غیر از غیرت خراب افتم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.