پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳۲

پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم

حال نگفته از درت بادل ریش میروم

از همه کس چو ذره ام پیش تو آفتاب پس

گر بمنت نظر بود از همه پیش میروم

پیش زبان مدعی چون مگسم چه غم بود

من که بباد نوش تو بر سر نیش میروم

پیش تو آفتاب اگر ذره صفت ز جا روم

مهر تو میکشد مرا من نه بخویش میروم

عشق بتان شد از ازل کیش من ایخدا پرست

عیب چه میکنی مرا کز پی کیش میروم

منکه چو طفل اشک خود زاده کوی دوستم

اهلی از آن درم مکن منع که بیش میروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
  2. شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم
  3. شمارهٔ ۱۰۳۶تا کی خمار محنت آن سیمبر کشم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۷منعت از همنفسان چند بصد پند کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۸با چون تو شوخی سرو قد عاشق کش و طناز هم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۹ز بسکه خار ملامت کشیده دامانم
  7. شمارهٔ ۱۰۴۰هست کحل بصر از خاک ره او هوسم
  8. شمارهٔ ۱۰۴۱جان نذر کرده ام که بپایت فدا کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.