پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۵

عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم

پیرانه‌سر با کودکان صورت‌پرستی می‌کنم

جان طایر عشرست و من با دانه خالی خوشم

او سوی بالا می‌رود من میل پستی می‌کنم

همچون نسیم آسوده دل بودم به باغ نیستی

اکنون به سر این خاک غم از دست هستی می‌کنم

من در پی آغوش او، او خود نگنجد در جهان

این تنگ‌چشمی بین که من با تنگدستی می‌کنم

اهلی به وصف گل‌رخان حسن ادب خاموشی است

من مرغ خاموشم ولی گه‌گاه مستی می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
  5. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
  6. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.