پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۶

چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم

ز روز دیگر افزون است هر روزش که میبینم

نهال نورس قدش گذشت از قامت طوبی

از اینهم بگذرد زین بخت فیروزش که میبینم

نه تنها درد نادیدن ز منع دشمنم سوزد

ز نادیدن بتر جور بد آموزش که میبینم

دل ریش پریشانم یکی کز لطف جمع آرد

که خواهد بود غیر تیر دلدوزش که میبینم

تن بیمار اهلی کز تب هجران همی سوزد

عجب گر جان برد چونشمع ازین سوزش که میبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
  3. شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
  4. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
  5. شمارهٔ ۱۰۳۲پیش تو ایطبیب جان بسکه ز خویش میروم
  6. شمارهٔ ۱۰۳۳غیرت عشق کی هلد، کز ستم تو دم زنم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۴چند از هوس آن لب چون قند بسوزم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۵سخن نگفته بهم جنگ و ماجرا داریم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.