پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۲

هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم

که به دیوانگی عاقبتش نشکستم

وه که چندان به رخ جام من باده پرست

روزن دیده گشادم که در دل بستم

خواهم آن کنج فراغت که کس از دشمن و دوست

نکند یاد که من نیست شدم یا هستم

گرد آن شمع چو پروانه بسی گشتم لیک

تا به هستی خود آتش نزدم ننشستم

سوخت اهلی دلم از عاقبت اندیشی خود

ترک خود کردم و از آه و ستم وارستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
  7. شمارهٔ ۱۰۳۰بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
  8. شمارهٔ ۱۰۳۱کاش آنزمان که سوخته میشد ستاره ام
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.