پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲۰

ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم

سگ تو ایم گر آلوده و اگر پاکیم

چه غم ززخم تو ما را غمی که هست این است

که مرهم دل غیری و ما جگر چاکیم

بیک نگاه تو صد جان دهیم و غم نخوریم

نگاه کن که ز شوق تو تا چه بی باکیم

اگر چه زهر فراق تو کار در جان کرد

بیا که زنده هنوز از امید تریاکیم

کجاست برق فنا کاتش افکند درما

که دیر شد که درین باغ خار و خاشاکیم

به گرد مرکب آنشهسوار کس نرسد

همین سعادت ما بس که صید فتراکیم

تو رخ متاب فلک گو بکین اهلی باش

که ما بمهر تو فارغ ز کین افلاکیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  3. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۸از برون چون مگس آلوده بشهد هوسیم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۹سرو من، چون سخن از لعل چو قندت گویم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.