پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۸

سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم

آتش من بین مدار ایدوست دست از دامنم

بنده دلجویی مهر توام کز من ز عشق

گرچه میرنجد نمیخواهد کزو دل برکنم

بد گمان با من مشو کز دفع تهمت پیش غیر

با حریفان دگر لاف محبت میزنم

با وجود عشق پنهان گه گهی بی اختیار

میکشم آهی و خلقی در گمان می افکنم

اهلی از داغ بتان چون کافرم آتش پرست

اینقدر باشد که او در دیر و من در گلخنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  5. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۷سوختم از نوش وصلت کارزو میداشتم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.