پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۷

سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم

سایه کجا و مه کجا فکر محال میکنم

گر تو بکشتنم خوشی زندگیم حرام باد

تیغ بکش که خون خود بر تو حلال میکنم

خواه که سوزیم ز غم خواه که خون کنی دلم

شکر غمت بخوشدلی در همه حال میکنم

بردرو بام آن پری بر مزن ایفروشته پر

ور نه ببرق غیرتت بی پر و بال میکنم

عیب من رمیده دل از صفت پری مکن

ماه نهان خویش را وصف جمال میکنم

جان ملول من کجا اهلی ازو رسد بوصل

با دل خود حکایتی دفع ملال میکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  2. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  3. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  6. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۵عمری‌ست کز عشق بتان این شور و مستی می‌کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۶چو ماه نوجمال عالم افروزش که می بینم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.