پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۵

پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم

گفتیم صد افسانه و مقصود نگفتیم

پیکان نهانی که زدی بر دل مجروح

تا خود ز دل سوخته ننمود نگفتیم

این همت ما بس که بامید تو جان را

کردیم زیان و سخن از سود نگفتیم

خوشباش که گر قصه آن روی عرقناک

گفتیم ولی لعل می آلود نگفتیم

اهلی نه تو امروز چنین کافر عشقی

تا بود چنین بودی و تا بود نگفتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  4. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
  8. شمارهٔ ۱۰۲۴ایگل که بوصل تو رسیدن نتوانم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.