پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۴

منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم

همه عشق و درد و داغم همه شوق و آرزویم

تو بهار عاشقانی بخدا اگر نباشی

نه بهار باغ بینم نه گل و سمن ببویم

مگرت بخواب بینم چو حیات خضر اگر نه

خبر تو از که پرسم اثر تو از که جویم؟

ز محبت تو با من همه خلق چون رقیبند

بکه راز خود گشایم غم خویش با که گویم؟

دل عاشقان بمویی ز امید بسته داری

بوفا که مگسل از من که ضعیفتر ز مویم

همه جان اگر شوم من نگهت هنوز نتوان

مگر آنکه چشم و جان هم ز غبار تن بشویم

تو که پادشاه حسنی بگدا کجا نشینی

بزکوه حسن گای نظری فکن بسویم

زمن آن غزال مشکین نرمد ز طعن مردم

من ازین کرشمه اهلی سگ آن فرشته خویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  2. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  5. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۳پیرم چو چنگ با قد پرخم شکسته ام
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.