پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۳

نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم

دلم ز دست بخواهد شدن چه چاره کنم

ز دل بتنگ چنانم که خواهمش آرم

ز چاکسینه یرون و هزار پاره کنم

نماند تاب غمم نیست چاره یی زان به

که خویش را دو سه روزی شرابخواره کنم

زبسکه بر در او گشته ام شود شرمم

که دیگر آن در و دیوار را نظاره کنم

بشیشه نسبت قلبم توان ولی نتوان

که نسبت دل سختش بسنگ خاره کنم

میان خار ملامت چو مردم چشمم

نه مردمم اگر از این میان کناره کنم

مگو که ترک کن از عشق و شادزی اهلی

نمی توانم اگر نی هزار باره کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  3. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  6. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۲هرگز از بخت نیامد قدحی در دستم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.