پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۲

ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم

با تو از بیداد بخت خو حکایت می‌کنم

من که باشم؟ کآرزو باشد به پابوست مرا

از سگانت التماس این عنایت می‌کنم

نامت از غیرت نگویم لیک مقصودم تویی

قصهٔ شیرین اگر گاهی روایت می‌کنم

گرچه قصد جان من دارد سگت با این همه

ترک جان می‌گیرم و او را حمایت می‌کنم

کعبهٔ مقصود را اهلی نهان کردن ز خلق

غایت جهل است و من سعیی به غایت می‌کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  4. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  7. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۱حسرت فرو خورم چه به رویت نظر کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.