پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۱

ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم

چاک شد از تو جیب جان سینه لخت لخت هم

گرچه رسید نخل تو خوش به کمال نیکویی

کی رطبی رسد بما گرفتد از درخت هم

پرتو آفتاب تو سوخت ز تاب یکنظر

کوکب تیره بخت ما اختر نیکبخت هم

آه که باغبان گل از پی یکنظر بمن

کرد هزار نازکی گفت هزار سخت هم

اهلی خسته کی کشد منت تاج و تخت کی

سایه رحمت تواش تاج بسست و تخت هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  5. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
  8. شمارهٔ ۱۰۲۰ز در مران اگر آلوده و هوسناکیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.