پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱۰

هر چند از وصالت ای آفتاب دورم

یکذره نیست هرگز در دوستی قصورم

چندان رخ تو دیدم کز دیده در دل آمد

اکنون بدیده دل می بینم و صبورم

در غیبت از خیالت جانم حضور دارد

چون در حضورت آیم از غیر بیحضورم

امروز ای پریرخ کز حسن آفتابی

در سایه توام من از خود مساز دورم

از سوز عشق اهلی دل زنده شد چو شمعم

روزی که هم بمیرم خیزد ز خاک نورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  6. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۹سگ توام من و عمری بغم اسیر شدم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.