پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۹

با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم

آهی مباد کز جگر گرم برکشم

من آن گلم که آتش سوزنده ام تمام

آن به که باد نسازد مشوشم

گر ناله یی کنم نه ز بیدردیم بود

من عاشق صبورم و با درد خود خوشم

چشم تو ساقیم شد و دشمن زرشک سوخت

او می خیال دارد و من زهر میچشم

از آه گرم و سرد نشد دیده روشنم

با آنکه همچو شمع همه شب در آتشم

آلوده دامنم نشماری که در رهت

چون آب دیده پاک دل و صاف و بیغشم

اهلی منم که چون سگ دیوانه روز و شب

سر گشته هر طرف ز پی آن پریوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  7. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۸سوختم چندانکه سر زد شعله از پیراهنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.