پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۸

سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام

مفکن که من ز طالع خود دلشکسته‌ام

خونابه گر شدست سرشگم عجب مدار

داغ درون خویش بآن آب شسته‌ام

ای مرغ نامه‌بر، ز گزند ایمنی که من

تعویذ چشم زخم ببال تو بسته‌ام

من چون روم ز کوی تو کز چشم خونفشان

خونم گرفته دامن و در خون نشسته‌ام

اهلی اگر چه سوختم از داغ عشق او

تا همچو شمع کشته نگردم نرسته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  2. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۶تو عیش کن بفراغت که من سپند توام
  8. شمارهٔ ۱۰۱۷سایه صفت ز ماه خود میل وصال میکنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.