پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۵

از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام

باری چو لاله سوخته یک پیاله ام

من خود چه اختیار به می داشتی و جام

گر پیر ره پیاله نکردی حواله ام

پیری بسال نیست بمعنی بود یقین

پیرم من و مرید شراب دو ساله ام

شادم ز خوان وصل بسنگی که میخورم

یعنی سگ بتان نه ز بهر نواله ام

اهلی بگوش غیر فغانم کجا رسد

هم او که زخم زد شنود آه و ناله ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۷برتافت رخ چو آینه آنماه چون کنم
  2. شمارهٔ ۹۶۸نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
  3. شمارهٔ ۹۶۹من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم
  4. شمارهٔ ۹۷۰آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
  5. شمارهٔ ۹۷۱چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
  6. شمارهٔ ۹۷۲از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
  7. شمارهٔ ۹۷۳ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
  8. شمارهٔ ۹۷۴من سوخته خال و خط سیمبرانم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.