پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۹

من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم

چه مراد جستم از تو که نامراد گشتم

من زار را به مجنون مکن ای حکیم نسبت

که به درد و داغ حسرت من از او زیاد گشتم

به غبار خاک راهش نرسیدم ارچه عمری

همه‌سو چو آب رفتم همه‌جا چو باد گشتم

دل من ز شش‌در غم نشدش گشاد هرگز

که چو کعبتین هر سو ز پی مراد گشتم

ز در بتان چو اهلی که مرا به سنگ رانَد

که به کوی نوغزالان سگ خانه‌زاد گشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۱چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
  2. شمارهٔ ۹۷۲از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
  3. شمارهٔ ۹۷۳ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
  4. شمارهٔ ۹۷۴من سوخته خال و خط سیمبرانم
  5. شمارهٔ ۹۷۵نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
  6. شمارهٔ ۹۷۶تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
  7. شمارهٔ ۹۷۷چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
  8. شمارهٔ ۹۷۸شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.