پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۸

شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم

چون روز شود سرنتهم بیخبر افتم

در پای تو گر سر فکند از تن من تیغ

برخیزم و در پای تو بار دگر افتم

مست از می شوق تو چنانم که بکویت

گر پانهم از غایت مستی بسر افتم

تا چند ببوی خوشت ای آهوی مشکین

در کوه و بیابان چو نسیم سحر افتم

پروانه وش ای شمع بتان در نظر تو

میسوزم ازین غم که مباد از نظر افتم

با شیر زدم پنجه بعشق تو و امروز

در پای سگان تو بخون جگر افتم

تا چند نشینم بدر صومعه اهلی

برخیزم و با مطرب و معشوقه در افتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۰آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
  2. شمارهٔ ۹۸۱تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
  3. شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
  4. شمارهٔ ۹۸۳تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
  5. شمارهٔ ۹۸۴ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
  6. شمارهٔ ۹۸۵کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
  7. شمارهٔ ۹۸۶نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم
  8. شمارهٔ ۹۸۷دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.