پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۶

نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم

کآتشم در جان فتد هرگه که آهی بشنوم

پیش ازین راضی نمیگشتم بدیداری ز دود

راضیم اکنون که نامش گاهگاهی بشنوم

گریه ام یاد آورد چون مردم ماتمزده

ناله افتاده یی هرگه براهی بشنوم

شوق آن چابک سوار از خانه ام بیرون کشد

در هر آن منزل که آواز سپاهی بشنوم

داد بر خونم گواهی خونبها این بس مرا

کاین گواهی از لب چون او گواهی بشنوم

ز آتش غیرت رود دودم به سر اهلی چو شمع

از زبان هر که نام کج کلاهی بشنوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۸می ده که بی غبار غمی از جهان روم
  2. شمارهٔ ۹۸۹یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
  3. شمارهٔ ۹۹۰تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
  4. شمارهٔ ۹۹۱چندان بر آستان خرابات سر نهم
  5. شمارهٔ ۹۹۲هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
  6. شمارهٔ ۹۹۳خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
  7. شمارهٔ ۹۹۴چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  8. شمارهٔ ۹۹۵من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.