پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۹

یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم

تا چه نیکی کرده بودم کاین سعادت یافتم

یکسخن گفتی و صد امید پیدا شد مرا

کز نسیم این سخن بوی ارادت یافتم

ناله من کرد گویا این که پرسیدی زمن

کز تو این پرسش خلاف رسم و عادت یافتم

گر سجودت میکنم محراب ابرو خم مکن

زانکه من این بت پرستی از عبادت یافتم

گرچه اهلی آن لب شیرین چو فرهادم بکشت

تلخیی بردم ولی شهد شهادت یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۱چندان بر آستان خرابات سر نهم
  2. شمارهٔ ۹۹۲هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
  3. شمارهٔ ۹۹۳خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
  4. شمارهٔ ۹۹۴چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  5. شمارهٔ ۹۹۵من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
  6. شمارهٔ ۹۹۶تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
  7. شمارهٔ ۹۹۷دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
  8. شمارهٔ ۹۹۸من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.