پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۸

می ده که بی غبار غمی از جهان روم

آلوده دل مباد کزین خاکدان روم

خلق جهان بگریه من خنده گر زنند

طوفان شود ز گریه گهی کز جهان روم

تا زنده ام چو شمع ندانند قدر من

قدر من آنگه است که من از میان روم

تا دل ز من ربود سگ آستان او

هرگز دلم نداد کز آن آستان روم

آن آفتاب حسن کجا سر نهد بمن

گر زیر پا نهم سر و بر آسمان روم

گشتم غبار ره که به شبگیر تا صبا

شبها بکوی دوست ز دشمن نهان روم

اهلی اگر بباغ جنان ساقیم نه اوست

دوزخ از آن به ام که بباغ جنان روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۰تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
  2. شمارهٔ ۹۹۱چندان بر آستان خرابات سر نهم
  3. شمارهٔ ۹۹۲هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
  4. شمارهٔ ۹۹۳خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم
  5. شمارهٔ ۹۹۴چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم
  6. شمارهٔ ۹۹۵من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
  7. شمارهٔ ۹۹۶تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
  8. شمارهٔ ۹۹۷دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.