پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۷

دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم

همچو آتشپاره یی چسبیده بر دل چون کنم

ای چو جان جا کرده بر دل گر بتنگی از دلم

خود برون رو جان من من چون ترا بیرون کنم

چرخ بی رحم و تو بد مهر و من از دل در عذاب

از تو نالم یا ز دل یا شکوه از گردون کنم

بر کنم از کوه سنگ و بر دل از جورت زنم

عاقبت از دست جورت کوه را هامون کنم

گر بدوزخ همچنین گریان برندم روز حشر

دوزخ از سیلاب اشک خویشتن جیحون کنم

همچو مجنون همنشینی با من آهو چون کند

شیر اگر با من نشیند دل ز دردش خون کنم

شعله شوق تو آتش در دلم ایشمع زد

خواستم پروانه وش این شعله را افزون کنم

عیب باشد خوبی لیلی ستودن پیش تو

عیب باشد گر حکایت منهم از مجنون کنم

گر چو اهلی پیرم از جور جوانان ای پسر

از که کردم کامرانی کز تو هم اکنون کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۹دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
  2. شمارهٔ ۱۰۰۰تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۱عمریست که من خاک ره درد کشانم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۲عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
  5. شمارهٔ ۱۰۰۳خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
  6. شمارهٔ ۱۰۰۴دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
  7. شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.