پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۶

ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم

جویم بهانه یی که دگر سوی اوروم

یا رب شکسته پای کنم در مقام صبر

تا کی زمان بسر کوی اوروم

دل برد آن پریوش و هر جارود مرا

آتش بدل در افتد و بر بوی اوروم

بی او شدم بگلشن و عمری گذشت از آن

شرم آیدم هنوز که با روی اوروم

اهلی چنین که دل بسنگ یار بسته شد

مشکل دلم دهد که ز پهلوی اوروم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  2. شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
  3. شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  4. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۴منم آنکه مست و بیخود ز غم تو لاله رویم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۵پیش تو غم دل که نهان بود نگفتیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.