پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۰

تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم

مرا پروانه خود کن که بر گرد دسرت گردم

لب از تاب تبت خشک و دو چشم از گریه گشته تر

فدای آن لبان خشک و چشمان ترت گردم

بخور عود و شکر برنتابد آن دل نازک

بسوزم جان شیرین و بخور مجمرت گردم

چو مورم آرزو باشد که میرم در فدای تو

مگس وارم طمع نبود که گر شکرت گردم

مرا کشتی ز غم بهر خدا حرفی بگو با من

چو اهلی زنده دیگر از لب جانپرورت گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۲عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
  2. شمارهٔ ۱۰۰۳خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۴دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
  6. شمارهٔ ۱۰۰۷در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
  7. شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  8. شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.