پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۲

عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام

در حیرتم که بیتو چرا زنده بوده ام

از من متاب روی که در ملک دلبری

هر کس که شاه بود منش بنده بوده ام

دایم هوای لعل لبی پخته ام چو شمع

پروانه وار کشته یک خنده بوده ام

چون عیسی آفتاب رخی بوده همدمم

تا بوده ام بطالع فرخنده بوده ام

چون گل هوای اطلس شاهی نکرده ام

آزاده دل چو سرو کهن زنده بوده ام

خونم بریز و پیش سگانم فکن که من

در خدمت سگان تو شرمنده بوده ام

اهلی اگرچه شیر فلک صید من شده

من پیش پای دوست سر افکنده بوده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۴دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
  2. شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۷در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
  5. شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  6. شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.