پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۴

دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم

در دیده تو منظور و بمردم نگرانم

دور از توتنم خسته و دل ریش و جگر چاک

مردن به ازین عمر که من میگذرانم

از هجر تو چون رعد که با ابر بهاریست

فریاد زنان گریه کنان جامه درانم

از شوق سفال سگ کوی تو همه عمر

در کوی وفا خاک ره کوزه گرانم

بر گیسوی حورم تنوان بست بز نجیر

زینگونه که من بسته زلف پسرانم

ای پیک صبا سینه چو چاکست در آخوش

با دل خبری گو که من از ببخبرانم

اهلی نظرم بر قد آن سرو بلندست

هر چند فقیرم نه ز کوته نظرانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
  2. شمارهٔ ۱۰۰۷در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  4. شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
  5. شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۳نه تاب وصل و نه صبرم کز و کناره کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.