پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰۳

خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم

بهانه غربت و بر حال زار خود گریم

گهی که خاک شوم خیزم از مزار چو گرد

بچشم خلق روم بر مزار خود گریم

چو شمع گریه بپروانه کی کنم گر سوخت

که گر توان بغم روزگار خود گریم

ز آب دیده خورد کشته امیدم آب

کجاست اشک که بر کشتکار خود گریم

بس است زخم درون چشم خون فشان اهلی

دمی که بر دل و جان فکار خود گریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۰۶ناچار اگر دمی ز سر کوی او روم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۷در سجود آستانت از سفر باز آمدیم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۸سنگ جفا بقصد دل زار خسته‌ام
  5. شمارهٔ ۱۰۰۹با کس سخن مگو که من از غیرت آتشم
  6. شمارهٔ ۱۰۱۰هر چند از وصالت ای آفتاب دورم
  7. شمارهٔ ۱۰۱۱ای جگر از تو پر نمک دیده شور بخت هم
  8. شمارهٔ ۱۰۱۲ظَن مبر کز دودِ دل پیشت شکایت می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.