پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۶

تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم

من هم زبان برآرم تا کی خموش باشم

من خاک آستانم گر مدعی غلامست

این خاکساریم به کان خود فروش باشم

گر زیر خاک چون خم خشت از سرم بر آری

بینی کز آتش دل چون می بجوش باشم

خواهم که پیش خلقت مستانه ره بگیرم

لیکن تو چون بیایی من کی بهوش باشم

این بس که از تو گاهی نیشی خورم چو اهلی

من کیستم کز آن لب در بند نوش باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۸من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
  2. شمارهٔ ۹۹۹دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
  3. شمارهٔ ۱۰۰۰تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم
  4. شمارهٔ ۱۰۰۱عمریست که من خاک ره درد کشانم
  5. شمارهٔ ۱۰۰۲عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
  6. شمارهٔ ۱۰۰۳خوش آنکه پیش تو دور از دیار خود گریم
  7. شمارهٔ ۱۰۰۴دل با تو بگفتار و زبان با دگرانم
  8. شمارهٔ ۱۰۰۵بیک نظر که بر آن مه شب وصال کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.