پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۹۳

خوش آنکه تو بازآیی و من پای تو بوسم

در سجده فتم خاک قدم‌های تو بوسم

هر جا که تو روزی نفسی جای گرفتی

آنجا روم و گریه‌کنان جای تو بوسم

در باغ روم بی‌تو و هر سرو که بینم

پایش به هوای قد و بالای تو بوسم

روی تو تصور کنم و لاله و گل را

از حسرت رخسار دل‌آرای تو بوسم

در خاک کشی آن سر زلف و من محروم

خاک از هوس زلف سمن‌سای تو بوسم

از مهر تو ای یوسف جان، بهره ندارم

گر پای حریفان نه به سودای تو بوسم

هرجا که غزالی‌ست چو مجنون سر و چشمش

از آرزوی نرگس شهلای تو بوسم

خواهم که شوی مست شکر خواب صبوحی

در خواب مگر لعل شکرخای تو بوسم

من اهلی درویش تو ای شاه بتانم

دستی که ببوسم به تمنای تو بوسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹۵من که از دور ترا بینم و مدهوش شوم
  2. شمارهٔ ۹۹۶تا کی بغیر گویی من چشم و گوش باشم
  3. شمارهٔ ۹۹۷دل کباب از لعل او چون از دلش بیرون کنم
  4. شمارهٔ ۹۹۸من لاف تقوی تا بکی در خرمن طاعت زنم
  5. شمارهٔ ۹۹۹دور از درت به تیغ نه از بهر جان شدم
  6. شمارهٔ ۱۰۰۰تو در آتش ز تب چو نشمع و من دور از درت گردم
  7. شمارهٔ ۱۰۰۱عمریست که من خاک ره درد کشانم
  8. شمارهٔ ۱۰۰۲عمریکه بیرخت من درمانده بوده ام
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.