پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۳

تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم

مرا ز مهر تو دین شد ز دست و دنیا هم

میان مسجد و میخانه‌ام خجل مانده

ز بس که حرمتم آنجا نماند و اینجا هم

خراب بادهٔ عشق توام که نشئهٔ او

هزار دل شده دیوانه کرد و دانا هم

ز بس که آتش عشقت فرو گرفت مرا

وجود من همه او شد نهان و پیدا هم

به نیم جرعه که خوردم چو اهلی از کف دوست

ز دست رفتم و آخر فتادم از پا هم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۵کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
  2. شمارهٔ ۹۸۶نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم
  3. شمارهٔ ۹۸۷دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم
  4. شمارهٔ ۹۸۸می ده که بی غبار غمی از جهان روم
  5. شمارهٔ ۹۸۹یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
  6. شمارهٔ ۹۹۰تا کی از گریه گره بر لب فریاد زنم
  7. شمارهٔ ۹۹۱چندان بر آستان خرابات سر نهم
  8. شمارهٔ ۹۹۲هر چند که خود دل ببلای تو سپردم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.