پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸۰

آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم

یکدم فراغ دل به دو عالم نمیدهم

گر شاه عیب رندی من کرد حاکم است

باری منش بسلطنت جم نمیدهم

هرگز بکس نزاع ندارم بعلم و عقل

بیهوده زحمت کس و خود هم نمیدهم

کوته نظر فروخت بزر حسن عاقبت

من یوسف عزیز بدرهم نمیدهم

اهلی غم حبیب که جان تازه داردم

تا زنده ام به عیسی مریم نمیدهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
  2. شمارهٔ ۹۸۳تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
  3. شمارهٔ ۹۸۴ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
  4. شمارهٔ ۹۸۵کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
  5. شمارهٔ ۹۸۶نیستم طاقت که آه داد خواهی بشنوم
  6. شمارهٔ ۹۸۷دی در رهش چو دیدم بس شرمناک گشتم
  7. شمارهٔ ۹۸۸می ده که بی غبار غمی از جهان روم
  8. شمارهٔ ۹۸۹یاد من کردی من از بخت این زیادت یافتم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.