پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۵

نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم

که گر آستین فشانی چو غبار دور گردم

من خسته در فراقت بکدام صبر و طاقت

بره فراغ پویم ز پی حضور گردم

مهل آنکه خاک سازد اجلم به نا تمامی

تو بسوز همچو شمعم که تمام نور گردم

من اگر بخلد یابم ز تو جنس آدمی را

ز قصور طبع باشد که خراب حور گردم

به نیاز همچو اهلی سگ میفروش بودن

به از آنکه مست، باری ز می غرور گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۷چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
  2. شمارهٔ ۹۷۸شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
  3. شمارهٔ ۹۷۹چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
  4. شمارهٔ ۹۸۰آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
  5. شمارهٔ ۹۸۱تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
  6. شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
  7. شمارهٔ ۹۸۳تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
  8. شمارهٔ ۹۸۴ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.