پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۶

تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم

روزی بدود دل ز فراق تو شب کنیم

تا چند جام لعل نهد لب بلب مرا

ما کاسه های دیده ز خون لب بلب کنیم

مارا که دل چو غنچه ز محنت شکسته اند

با دلشکستگی چه هوای طرب کنیم

دور از قد تو چو نخل تو گرییم خون دل

چندانکه خار بادیه نخل رطب کنیم

هر ذره یی ز عکس جمال تو قبله ایست

گر رو کنیم سوی بتان زین سبب کنیم

وقت است کز هوای تو ای کعبه مراد

مجنون شویم و روی بملک عرب کنیم

اهلی نهاد روی ادب بر ره سگت

گر بی ادب زید بهلاکش ادب کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۸شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
  2. شمارهٔ ۹۷۹چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
  3. شمارهٔ ۹۸۰آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
  4. شمارهٔ ۹۸۱تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
  5. شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
  6. شمارهٔ ۹۸۳تو با فراغ خود امروز شاد و فردا هم
  7. شمارهٔ ۹۸۴ز بسکه رخنه ز تیر تو در درون دارم
  8. شمارهٔ ۹۸۵کنون که جامه چو من میدری که سر مستم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.