پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷۳

ماییم که در دیر خرابات مقیمیم

دیرینه دیریم و ز رندان قدیمیم

خلق کرم پیر مغان دام ره ماست

حقا که سگ و بنده آن خلق کریمیم

ای یوسف جان چشم همه بر گل وصلت

ماییم که از باغ تو قانع به نسیمیم

ترسا بچگان با همه علم و هنر ما

با ما ننشینند که ما بی زر و سیمیم

نقد دو جهان داو تو کردیم چو اهلی

ما همچو حریفان نه زبون طبع و لییمیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۵نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
  2. شمارهٔ ۹۷۶تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
  3. شمارهٔ ۹۷۷چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
  4. شمارهٔ ۹۷۸شبها چو سگان در طلبت در بدر افتم
  5. شمارهٔ ۹۷۹چون لاله جگر چاک شدم غرقه بخون هم
  6. شمارهٔ ۹۸۰آنم که دل بعالم پرغم نمیدهم
  7. شمارهٔ ۹۸۱تو شوخ نوجوانی من پیر ناتوانم
  8. شمارهٔ ۹۸۲گنجی چو تو در سینه به کونین چه کارم؟
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.