پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۸

نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم

با لاله رخی گوشه باغی ننشستیم

مردیم بتاریکی و تنهایی هجران

یکشب به مهی پیش چراغی ننشستیم

ما سوختگان را چه فتادست که هرگز

بی دود دل و آتش داغی ننشستیم

ماییم درین صیدگه از غایت دوری

آن کشته که در وصله زاغی ننشستیم

اهلی بشکن لاله صفت ساغر و برخیز

خوش کاین همه در بند ایاغی ننشستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷۰آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
  2. شمارهٔ ۹۷۱چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
  3. شمارهٔ ۹۷۲از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
  4. شمارهٔ ۹۷۳ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
  5. شمارهٔ ۹۷۴من سوخته خال و خط سیمبرانم
  6. شمارهٔ ۹۷۵نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
  7. شمارهٔ ۹۷۶تاچند وصل روی تو ایمه طلب کنیم
  8. شمارهٔ ۹۷۷چه شود گرت زمانی من دلفکار بینم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.