پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶۶

خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم

بخاک افتم و صد سجده نیاز کنم

شبی بخلوت تاریک من بود یارب

که همچو شمع درآیی و در فراز کنم

کرشمه یی کن و جامی بیار ای ساقی

مرا بطاعت و تقوی مهل که ناز کنم

تو آب خضری و من تشنه این کنایت بس

چه حاجتست که دیگر سخن دراز کنم

مجال سجده نمی یابم از نظاره تو

تو خود بگو که من مست چون نماز کنم

ز عشق نیست مرا چاره یی جز این اهلی

که ترک چاره کنم رو بچاره ساز کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶۸نوروزی ازین ما بفراغی ننشستیم
  2. شمارهٔ ۹۶۹من خسته ای فلک کی دمی از تو شاد گشتم
  3. شمارهٔ ۹۷۰آنچنانم ز فراقت که ندانم چکنم
  4. شمارهٔ ۹۷۱چون سایه گذر زان مه رخساره نداریم
  5. شمارهٔ ۹۷۲از بسکه شدم جامه دران نعره زنان هم
  6. شمارهٔ ۹۷۳ماییم که در دیر خرابات مقیمیم
  7. شمارهٔ ۹۷۴من سوخته خال و خط سیمبرانم
  8. شمارهٔ ۹۷۵نه چنان بگرد کویت من ناصبور گردم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.