فهرست اشعار
- شمارهٔ ۹۰۱ از حسرت آن لب که نبخشد شکر خویش
- شمارهٔ ۹۰۲ تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش
- شمارهٔ ۹۰۳ ره ز مستی بزنم باز به ویرانه خویش
- شمارهٔ ۹۰۴ کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
- شمارهٔ ۹۰۵ چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
- شمارهٔ ۹۰۶ ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
- شمارهٔ ۹۰۷ نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
- شمارهٔ ۹۰۸ در غمت گر جان غمپرور نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۹۰۹ هرکه شد سویش چو سایه در قفا میافتمش
- شمارهٔ ۹۱۰ نقش پای او که محراب دعا می یابمش
- شمارهٔ ۹۱۱ چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
- شمارهٔ ۹۱۲ صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
- شمارهٔ ۹۱۳ چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
- شمارهٔ ۹۱۴ عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
- شمارهٔ ۹۱۵ خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
- شمارهٔ ۹۱۶ نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
- شمارهٔ ۹۱۷ چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش
- شمارهٔ ۹۱۸ خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
- شمارهٔ ۹۱۹ گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
- شمارهٔ ۹۲۰ روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش
- شمارهٔ ۹۲۱ بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش
- شمارهٔ ۹۲۲ گر تشنه آب خضری از سر اخلاص
- شمارهٔ ۹۲۳ عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع
- شمارهٔ ۹۲۴ ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ
- شمارهٔ ۹۲۵ چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
- شمارهٔ ۹۲۶ مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
- شمارهٔ ۹۲۷ ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
- شمارهٔ ۹۲۸ یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق
- شمارهٔ ۹۲۹ با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
- شمارهٔ ۹۳۰ ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
- شمارهٔ ۹۳۱ عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
- شمارهٔ ۹۳۲ من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
- شمارهٔ ۹۳۳ میزدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
- شمارهٔ ۹۳۴ گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
- شمارهٔ ۹۳۵ با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
- شمارهٔ ۹۳۶ پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
- شمارهٔ ۹۳۷ صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
- شمارهٔ ۹۳۸ هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال
- شمارهٔ ۹۳۹ چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل
- شمارهٔ ۹۴۰ عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل
- شمارهٔ ۹۴۱ بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل
- شمارهٔ ۹۴۲ ز خشم و ناز تو صد شوق شد فزون در دل
- شمارهٔ ۹۴۳ ما تا حدیث سبز خطان گوش کرده ایم
- شمارهٔ ۹۴۴ عاشق منم که با چو تو خونخوارهای خوشم
- شمارهٔ ۹۴۵ چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم
- شمارهٔ ۹۴۶ ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
- شمارهٔ ۹۴۷ درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم
- شمارهٔ ۹۴۸ چون مرغ نیم بسمل چندانکه میتپیدم
- شمارهٔ ۹۴۹ سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم
- شمارهٔ ۹۵۰ گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم
- شمارهٔ ۹۵۱ ما فیض دل و فیض الهی همه داریم
- شمارهٔ ۹۵۲ ما تحمل بر جفاهای تو ای گل میکنیم
- شمارهٔ ۹۵۳ ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
- شمارهٔ ۹۵۴ با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
- شمارهٔ ۹۵۵ غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
- شمارهٔ ۹۵۶ ما از ازل به عشق تو دیوانه زادهایم
- شمارهٔ ۹۵۷ عالمی گر خون خورند از عشق ما هم میخوریم
- شمارهٔ ۹۵۸ من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
- شمارهٔ ۹۵۹ اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
- شمارهٔ ۹۶۰ داند دل تو راز من وزان تو من هم
متن اشعار به نقل از گنجور.