پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۲

تا شسته شد ز شیر لب روح پرورش

هیچ از دهان کس نشد آلوده شکرش

آن شاخ گل که نخل مرادیست این زمان

جز باد صبح کس نگرفته است در برش

آه از بتی که چشم اگر برمنش فتد

هرگز نمی فتد ز حیا چشم دیگرش

گر لوح سینه پاک نسازم ز نقش غیر

نتوان که همچو آینه باشم برابرش

آهن رباست خاطر اهلی بجذب مهر

هرچند از آهن است دل سخت دلبرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۴کوهکن چون بر نیامد با دل خود رای خویش
  2. شمارهٔ ۹۰۵چند سوزیم ز داغ دل بیحاصل خویش
  3. شمارهٔ ۹۰۶ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
  4. شمارهٔ ۹۰۷نمیخواهد که دست کس رسد بر طاق ابرویش
  5. شمارهٔ ۹۰۸در غمت گر جان غم‌پرور نباشد گو مباش
  6. شمارهٔ ۹۰۹هرکه شد سویش چو سایه در قفا می‌افتمش
  7. شمارهٔ ۹۱۰نقش پای او که محراب دعا می یابمش
  8. شمارهٔ ۹۱۱چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.