پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۶

ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش

دشمنم نیز مکُش تا بکُشد رشگ منش

چون شکایت کنم از دوست که خون ریخت مرا

هرکه شد کشته ز معشوق نباشد سخنش

دهنش گفت که دردت کنم از بوسه دوا

جای آنست که صد بوسه زنم بر دهنش

مبتلای قفس تن نشدی طوطیِ جان

گر نبودی هوسِ آن لب شکّر شکنش

اهلی آن روز که چون لاله سر از خاک زند

غرقه در خون جگر سوخته بینی کفنش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۸در غمت گر جان غم‌پرور نباشد گو مباش
  2. شمارهٔ ۹۰۹هرکه شد سویش چو سایه در قفا می‌افتمش
  3. شمارهٔ ۹۱۰نقش پای او که محراب دعا می یابمش
  4. شمارهٔ ۹۱۱چون شیشه پرم از غم پیمان گسل خویش
  5. شمارهٔ ۹۱۲صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
  6. شمارهٔ ۹۱۳چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
  7. شمارهٔ ۹۱۴عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
  8. شمارهٔ ۹۱۵خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.