پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۰

نقش پای او که محراب دعا می یابمش

سجده شکری کنم در هر کجا می یابمش

زهره دیدن ندارم از جفای خوی او

گرچه با خود باز در عین وفا وی یابمش

جور خوبان آتش افروزست و مهر آتشفشان

در وفا آن ذوق نبود کز جفا می یابمش

بعد عمری چون گرفتم دامنش ندهم ز دست

گر نگیرم کام از او دیگر کجا می یابمش

خانه یی کز برق دیدار بتی روشن نگشت

گر حریم کعبه باشد بی صفا می یابمش

من نمیدانم که جانست اینکه دارم یا خیال

زین دو بیرون نیست باری آشنا می یابمش

بر سر کوی مغان اهلی به کنج عافیت

پادشاه وقت بود اکنون گدا می یابمش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۲صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش
  2. شمارهٔ ۹۱۳چو گفتم از کف من زلف را به تاب مکش
  3. شمارهٔ ۹۱۴عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
  4. شمارهٔ ۹۱۵خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
  5. شمارهٔ ۹۱۶نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
  6. شمارهٔ ۹۱۷چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش
  7. شمارهٔ ۹۱۸خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
  8. شمارهٔ ۹۱۹گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.