پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۵

خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش

همچو شمع از آتش حسرت رود دود از سرش

چون نمیرد خسته مسکین که بر بالین او

دیر آمد آن طبیب و زود فرمود از سرش

غم ز درویشی ندارد رند دیر ای مغبچه

زانکه خم گنج است و ساقی مهر بگشود از سرش

هر شهی کز فر تاج زر نشد خاک رهت

باد غیرت تاج زر چون لاله بر بود از سرش

اهلی از داغ تو خواهد سوختن تا زنده است

کی چو شمع این آتش سودا رود زود از سرش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۷چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش
  2. شمارهٔ ۹۱۸خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
  3. شمارهٔ ۹۱۹گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
  4. شمارهٔ ۹۲۰روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش
  5. شمارهٔ ۹۲۱بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش
  6. شمارهٔ ۹۲۲گر تشنه آب خضری از سر اخلاص
  7. شمارهٔ ۹۲۳عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع
  8. شمارهٔ ۹۲۴ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.