پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۳

عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع

بر کرسی دار فنا خندان برآید همچو شمع

ظاهر بمردم کی کنم زخمی که پنهان خورده ام

گر روشنم از استخوان پیکان برآید همچو شمع

از برق حیرت بی خبر سوزد چو نخل بادیه

مجنون وشی کز شوق او حیران برآید همچو شمع

گر آتش داغ درون آبم نسوزد در جگر

از اشک گرمم دمبدم طوفان برآید همچو شمع

افسرده دل لرزد چو گل گر بر تنش بادی وزد

اهلی بجان آتش زند تا جان برآید همچو شمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۵چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
  2. شمارهٔ ۹۲۶مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
  3. شمارهٔ ۹۲۷ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
  4. شمارهٔ ۹۲۸یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق
  5. شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
  6. شمارهٔ ۹۳۰ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
  7. شمارهٔ ۹۳۱عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
  8. شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.