پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۱

عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق

کایزد سرشت (آبم و) خاکم بآب عشق

ساقی بیار (می) که برنکشد از چه غمم

سررشته خرد که درو نیست باب عشق

چون نحل موم کار خرد گرچه دلرباست

موقوف یک نظر بود از آفتاب عشق

مستی که خواب عشق ربودش دم نخست

کی سر به صبح حشر برآرد ز خواب عشق

دنیا و آخرت همه از یاد برده است

اهلی که مست دوست بود از شراب عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۳می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
  2. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
  3. شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
  4. شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
  5. شمارهٔ ۹۳۷صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
  6. شمارهٔ ۹۳۸هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال
  7. شمارهٔ ۹۳۹چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل
  8. شمارهٔ ۹۴۰عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.