پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۲

من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک

چون درون پاکست از آلایش بیرون چه باک

چشم خونریزت چه ترساند مرا از سیل اشک

من که از طوفان ندارم باک از جیحون چه باک

شیشه ناموس چون بشکست از طعنم چه غم

پیش ازین بودی غم رسواییم اکنون چه باک

رند اگر خون میخورد جام میش در گردن است

گر بکام او نگردد گردش گردون چه باک

هرکه دندان طمع بر لب گزیدن کرد تیز

گر بخونش تشنه باشد آن لب میگون چه باک

مست نازی و خماری محنت اهلی خوشی

چون دل لیلی خوش است از محنت مجنون چه باک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
  2. شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
  3. شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
  4. شمارهٔ ۹۳۷صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
  5. شمارهٔ ۹۳۸هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال
  6. شمارهٔ ۹۳۹چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل
  7. شمارهٔ ۹۴۰عاشق که برفروخت چراغت ز داغ دل
  8. شمارهٔ ۹۴۱بزخم تیر تو جان رفت و خاک تن شد گل
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.