پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳۰

ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق

هنوز با می وصلیم در خمار فراق

ز ما مبر که ببوی تو ای غزاله چین

ز ملک وصل فتادیم در دیار فراق

ز روزگار بنالند خلق و این طرفه

که روزگار بنالد ز روزگار فراق

جدا ز گلشن وصلت چو لاله ام ای گل

ستاره سوخته هجر و داغدار فراق

چه قدر وصل شناسد کسی که چون اهلی

بخاک و خون ننشیند ز رهگذار فراق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
  2. شمارهٔ ۹۳۳می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
  3. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
  4. شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
  5. شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
  6. شمارهٔ ۹۳۷صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
  7. شمارهٔ ۹۳۸هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال
  8. شمارهٔ ۹۳۹چون لاله از داغ درون دارم دهان بر دود دل
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.