پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۹

با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق

تا شمع حسن هست نمیرد چراغ عشق

موسی صفت ز عشق طلب کن گل مراد

کاین آتشین گلی است که روید ز باغ عشق

عقلش خیال توبه زمهر بتان بود

ک گنجد این خیال غلط در دماغ عشق

پروا نمیکنیم به عیش و فراغ کس

ما را مگر کم است نشاط و فراغ عشق

اهلی بسوز کاتش دوزخ بود حرام

بر هر دلی که سوخته باشد ز داغ عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۱عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
  2. شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
  3. شمارهٔ ۹۳۳می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
  4. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
  5. شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
  6. شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
  7. شمارهٔ ۹۳۷صد بار اگر از جور توام خون رود از دل
  8. شمارهٔ ۹۳۸هر چند من سگ توام ای مشگبو غزال
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.