پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۷

ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق

شیران به حلقه ما طفلان مکتب عشق

در مشرب شهیدان زهرست آب حیوان

ای خضر زین نرنجی کاینست مشرب عشق

مطلوب پاکبازان در عشق ناامیدی است

هرکسکه کامجو شد گم کرد مطلب عشق

روز ازل که جانم مست تو شد چه دانست

کز روی همچو روزت سر بر زند شب عشق

گر بگذرم ز عالم بازم عنان که گیرد

من مستم و بغایت تندست مرکب عشق

اهلی به بحر مستی در ظلمت است کشتی

بیرون که میبرد ره بی نور کوکب عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
  2. شمارهٔ ۹۳۰ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
  3. شمارهٔ ۹۳۱عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
  4. شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
  5. شمارهٔ ۹۳۳می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
  6. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
  7. شمارهٔ ۹۳۵با سینه نالان ز نی و چنگ چه حاصل
  8. شمارهٔ ۹۳۶پرتوی گر افکنی در چشم از شمع جمال
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.