پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۵

چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف

روی تو میکشد مرا زلف سیاه برطرف

چشم خوش تو برد دل تهمت او بخط فکند

چون دل برده خواستم کرد نگاه برطرف

تا نرسد غبار دل بر تو ز رهگذار من

سیل سرشک گرد من کرد ز راه برطرف

پیش قد تو کی بود یاد بهشت و طوبیم

نخل گل است در میان شاخ گیاه برطرف

اهلی اگر ترا کشد یار فرشته خوی تو

لاف وفا بهانه بس جرم و گناه برطرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۷ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
  2. شمارهٔ ۹۲۸یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق
  3. شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
  4. شمارهٔ ۹۳۰ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
  5. شمارهٔ ۹۳۱عیبم مکن اگر (که) من هستم (خراب) عشق
  6. شمارهٔ ۹۳۲من چون خم صافی دلم گر غرقه ام در خون چه باک
  7. شمارهٔ ۹۳۳می‌زدی تیری به غیر و بر جگر خوردم ز رشک
  8. شمارهٔ ۹۳۴گر سنگ زدی بر من و آسوده دل تنگ
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.