پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۱

بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش

موی سفید بین و بروی سیه ببخش

یکبار خود بشیوه عاشق کشی مکن

گاهی بکش بنرگس سرمست و گه ببخش

کارم بیک نفس چو رسد یکنظر فکن

جانی بتازه دیگرم از یک نگه ببخش

ایشاه حسن در خور این حسن لطف کن

یکبوسه گر من از تو بخواهم تو ده ببخش

راه خسان دهی و برانی ز در مرا

یکبار سوی خویش مرا نیز ره ببخش

اهلی بسجده تو گنهکار گر بود

اورا مکش ز بهر خدا یک گنه ببخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۳عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع
  2. شمارهٔ ۹۲۴ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ
  3. شمارهٔ ۹۲۵چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
  4. شمارهٔ ۹۲۶مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
  5. شمارهٔ ۹۲۷ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
  6. شمارهٔ ۹۲۸یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق
  7. شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
  8. شمارهٔ ۹۳۰ز بسکه سینه خراش است زخم خار فراق
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.